السيد الخميني

683

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

جمال است « 1 » ، پس صرف وجودْ صرف وحدت و صرف كمال است ؛ پس صرف وحدت نيز صرف كمال است ؛ پس آنچه وحدتش در اعلى مرتبه باشد ، جميع اسماء و صفات و كمالات بر او صادق است ، و صدق هر يك بر او احقّ و اولى است . و به عكس ، هر چه به كثرت نزديك شود ، نقص در او زياد شود و صدق مفاهيم كمال و اسماء و صفات بر او ناقص آيد ، و كيفيت صدق آنها نيز ضعيف شود . پس ، حق تعالى - جلَّ جلاله - داراى جميع كمالات و مستجمع جميع اسماء و صفات است بدون آن‌كه يكى از آنها به ديگرى راجع باشد ؛ بلكه هر يك به حقيقت خود بر ذات مقدسش صادق باشد : سمعش و بصرش و اراده‌اش و علمش همه به معانى حقيقيه است بدون آن‌كه كثرت در ذات مقدس به وجهى از وجوه لازم آيد ؛ فَلَهُ الأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَالأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَالْكِبْرِيَاءُ وَالآلَاءُ « 2 » . فصل در بيان كيفيت تعلق علم حق بر معلومات است بدان‌كه به‌طورى كه سابق اشاره به آن شد حق تعالى با علم بسيط ذاتى و كشف واحد ازلىْ جميع موجودات بما أنّها موجودات و جهات وجوديهء كماليه از جهت كمال براى ذات مقدسش معلوم و منكشف است . و اين كشف در عين بساطت و وحدتِ تامّ تفصيلى است به‌طورى كه ذره‌اى از سموات ارواح و اراضى اشباح ازلًا و ابداً از حيطهء علم او خارج نيست . و اين علم و كشف در ازل است و عين ذات مقدس است ؛ و معلوماتْ به تعينات و حدودات ، كه برگشت به عدم و نقص كند ، پس از ايجادْ تحقق بالعرض پيدا كند و متعلق علم بالعرض شود ؛ و اين تعلق بالعرض پس از ايجاد است . و به اين معنى اشاره فرموده است در اين حديث شريف آن‌جا كه فرمايد : « فلما أحدث الأشياء و كان المعلوم ، وقع العلم منه على المعلوم » .

--> ( 1 ) - ر . ك : صفحه 460 و 687 . ( 2 ) - « پس براى اوست نام‌هاى نيكو و مثال‌هاى بلند و كبريا و نيكويىها » .